رفیق تنها

Rafighe Tanha

رفیق تنها

Rafighe Tanha

رفیق تنها

مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه
مــن بـرای دل خستــه ام می نـویسـم
میخـــواهی بخـــوان
میخـــواهـی نخـــوان
فـــقــــــط خـواهـش میکنـم
اگــــر خـوانـدی
عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن
مــن این ها را بـرای " تـــو " نوشته ام

پیوندهای روزانه

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

 کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاش های زندگی
تمام شون در پشت قاب های بندگی
کاش می شد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند
کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای مرگ و کینه رنگین نبود
کاش می شد روزی خط زندگی
با تو باشم تا نهایت زندگی.

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۳۳
عیسی

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست

حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست

شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۱۶
عیسی

یارب
عجب حالی را در وجود من گذاشته ای
حالی که مرا توان گفتنش نیست

قلم در برابر نوشتنش سر تعظیم دارد
گوشی را یارای شنیدنش نیست
حالی که مرا با خود می برد همچون ذره ای خاشاک
که بوسه نسیم او را به هر کنجی می کشاند
حالی که فرصت تفکر را از مغز پوچ من گرفت
حال رنجورم راچگونه درمان کنم
در حالی که نمی دانم کی و چگونه گرفتارش شدم
حالی که حتی خودم هم نمی دانم که دردم چیست و ناله ام از کیست

از که باید بنالم که هر چه بر مغز سبک بالم فشار آوردم
دشمنی چون خودم یافت نشد
خدای من فقط تو میدانی که در وجودم چه می گذرد ...

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۳۵
عیسی